محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1547
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
عبد الدين مسعود را گرفته روانهء اسلامبول نمود و عبد الدين مسعود در اسلامبول مقتول شد - هم در اين سال خوانين خراسان مجددا در خيانت و نفاق اتفاق كردند و معتمد الدوله ميرزا عبد الوهّاب اصفهانى به خراسان مأمور شد و نواب شجاع السلطنه به موجب احضار به حضور مكرمت ظهور مبارك آمد و با نور محمّد خان قاجار دولّو به خراسان معاودت نمود ، و موكب همايون به عزم خراسان روانه چمن خوش ييلاق گرديد . خوانين خراسان چون از انتهاض موكب اعلى خبردار شدند هراسان گشته به اردوى معلى آمدند و روانهء طهران گرديدند ولى بنياد خان هزاره با ده هزار پياده و سواره در قلعهء كاريز من اعمال باخرز با عساكر نواب شجاع السلطنه مصاف داده مغلوب و منهزم شد و احمال و اثقال او به تصرّف سپاه نصرتهمراه درآمد ، و نواب شاهزاده تا حوالى هرات رانده ميرزا موسى وزير شاهزاده به هرات ورود نمود و با پيشكشى حاكم هرات بازگشت . و از آنجا كه تركمانان تكّه ساكن بام و بورمه در سال قبل در حوالى جوين تاختوتاز و شرارتى كرده بودند در اين سال برحسب امر قضا مثال خاقانى نواب محمد قلى ميرزاى ملكآرا حكمران مازندران لشكرى به تدمير آن جماعت فرستاده در او به آنها ريختند و به قتل و غارت پرداختند - هم در اين سال خاقان بيهمال درى مرصّع كه به قيمت ده هزار تومان تمام شده بود مصحوب امين الدوله به روضهء مقدّسهء رضويّه على ساكنها الف سلام و تحيّه ارسال داشتند و امين الدّوله آن در را نصب كرده مراجعت نمود - هم در اين سال دو مرتبه در شيراز زلزلهء شديد شد و بسيارى از عمارات و ابنيه را منهدم كرد و جمعى هلاك شدند - هم در اين سال ايلات حيدرانلو و سيبكى به خاك عثمانى رفتند و حسن خان سردار به كوچانيدن و معاودت دادن آنها مأمور شد سليمان پاشا والى بايزيد و آن حدود به منازعت و مضايقت پرداخت ، بعد از آن چون خسرو محمّد پاشا به سرعسكرى منصوب شد بر سوء سلوك افزود و ايلات را ردّ نكرده دعوى چهريق من توابع سلماس را نمود ، و حاجى على بيگ كدخداى تبريز را كه به استرداد ايلات رفته گرفته حبس كرد لهذا موكب حضرت مستطاب نايب السلطنه به امر همايون متوجّه حدود ارزنة الروم گرديد و حسن خان سردار قاجار قزوينى را از پيش روانه فرمودند . حسن خان در حوالى تپراققلعه با خسرو محمّد پاشاى سرعسكر